به یاد کودکی هامون می افتیم، میگه من همیشه دوست داشتم پدر باشم،اگر نقشی جز این به من می دادند بازی نمی کردم.من خیلی بچه ی تقسی بودم.

می گم شاید فکر می کردی با این نقش قدرت بیشتری داری و فکر می کردی قدرت پدر بیشتر از اعضای دیگه ی خانواده ست!

می گه اره شاید، من از اولشم مدیریت کردن رو دوست داشتم.

پیش خودم فکر می کنم چقدر این بازی ها جالبن، این که هر کی دوست داره چه نقشی رو ایفا کنه.شخصیت بچه ها رو نشون می ده!

پ ن)یک پنجره برای من کافی ست.