درخت ها

"ما به راستی به تنه های درخت در برف می مانیم.آن ها به ظاهر تخت دراز کشیده اند و کمی فشار  کافی است تا بغلتاندشان.نه،نمی شود چون آن ها سخت به زمین چسبیده اند.اما ببینید،حتی آن نیز جز ظاهر نیست."(فرانتس کافکا)

پ ن1)ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را!

پ ن2)کاشکی قضاوتی در کار نبود!


وقتی تو نیستی تمام خانه ما درد می کند

 عید سال های قبل رو با خودم مرور می کنم . زل می زنم به جای خالیت کنار مادر بزرگ ..بغضم می گیرد.به مادر که نگاه می کنم  می خواهم که فریاد بزنم.انگار نمی توانم مادر بزرگ بدون تو را تصور کنم همش می گویم یک چیز کم است به خودم می آیم می بینم خانه صدای تو را کم دارد که باز رو برگردانی به  ص بگویی تو باز سیری و بعد همه با هم غش غش بخندیم و بعد بچه ها را دور خودت جمع کنی و هم سنشان بشوی طوری که گاهی مادربزرگ هم شاکی  بشود! به خودم می آیم می بینم که  ساعت هاست  که مات شدم به عکست!