آزادی رهایی اسارت

آه اگر آزادی سرودی می خواند هر چند کوچک همچون گلوگاه پرنده ای....

آزادی چه مفهوم غریبی!

هر چی بهش فکر می کنم می بینم چقدر برای ما دست نیافتنی شده!مخصوصا این روزها.جمله ای تو یه کتابی خوانده بودم و خیلی  خوشم اومده بود "انسان ها می توانند علی رغم ایدئولوژی های مختلف نسبت به هم رفتار انسانی داشته باشند".رفتار انسانی!ما اینو میخوایم.این چیز زیادیه؟؟! نمی دونم شاید!فکر نکنم اینا اصلا مفهوم رفتار انسانی رو بفهمند.تنها کاری که ازشون برمیاد تحقیر کردن ادمهاست.از این کار لذت می برند.جامعه ای که  دم از اخلاق گرایی می زنه! اما  خودش هیچ یک از اصول انسانی رو رعایت نمی کنه و حقوق  شهرونداشو  نمی شناسه .به قول یکی که میگفت"جامعه ای که توی اون از یه موضوع زیاد صحبت میشه بدونید که اون وجود نداره.".....

راستی تولدمم تو مملکت گل و بلبل مبارک.

بی اعتنایی مدنی

روز یکشنبه چون هوا خوب بود.تصمیم گرفتم مسیری رو که همیشه با تاکسی می رفتم رو پیاده برم.و مجبور شدم از میدون کشوری که شلوغ و پرترافیکه رد بشم ولی دیگه پشت دستمو داغ می کنم که از این تصمیما بگیرم! تا پامو گذاشتم تو جاده شروع شد از همون اول یه پراید یه هویی اومد جلومو ماشینشو کج و موج کرد.من دهنم وا موند و تعجب کردم. با هزار ترسو لرز قدم بعدی رو ور داشتم. یه ماشین دیگه شروع کرد به چرت وپرت گفتن. اینم ندید گرفتم جلوتر که رفتم یه گله پسر گوشه جاده وایساده بودن هرچی اراجیف بود بارم کردن.من با عصبانیت از جاده رد شدم یه نفس راحت  کشیدم که از پل صراط با موفقیت رد شدم البته سالم!اما وقتی سرمو برگردوندم یه صحنه دیگه ای دیدم. زنی که ظاهرا ارایش زیادی کرده بود یه مردی هم در حال اذیت کردنش بود .زن هم در حال جیغ و داد زدن بود!

زن: مگه مرض داری؟!

مرد:مگه چی کار کردم من که باهات کار نداشتم.

همچین قیافیه ی حق به جانب گرفته بود که ادم اصلا فکرشو نمی کرد که این کارو کرده باشه !

زن:خجالت بکش!

مرد:تو خجالت بکش که این قیافه رو برای خودت درست کردی!

نه مثل این که این اقا کوتا بیا نیست!

حتما همه ی اطرافیان هم حق رو به مرده دادن !حق زنست!خوب چرا با این سرو  وضع اومده بیرون.خود کرده را را تدبیر نیست . یعنی رد شدن از یه جاده باید این همه ماجرا داشته باشه!خوب اینم از مشکلات کشور مدرن دیگه!چه میشود کرد؟؟!! اما تا کی؟؟‍!  ولی حریم شخصی وبی اعتنایی مدنی هم خوب چیزی ها.یعنی این که حضور طرف مقابلتو درک کنی ولی از هر ادا و اطواری که به معنای صمیت گرفته بشه جلوگیری کنی.این یعنی ارزش قائل شدن برای طرف مقابل .یعنی درک کردن حریم شخصی.

زن جنس دوم

"زن زاده نمی شود بلکه ساخته می شود." (سیمون دوبوار)

از ابتدای تاریخ برای زنان  محدودیت هایی وجود داشته  از محیط خانه گرفته تا محیط بیرون از خانه . در محیط خانه زن وظیفه ی سرویس دهی به تمام اعضای خانه را بر عهده دارد . علاوه بر این برای همسر خود هم باید زنی مهربان باشد و مادر فرزندان خود هم باشد.در بیرون از خانه که یکی دوتا نیست همیشه نا برابری هایی بین زنان و مردان وجود داشته و دارد. البته در بعضی از موارد این  خود زنان هستند که با دست های خود  جامعه ی مرد سالار را می سازند. برای از بین بردن این نابرابری ها این خود زنان هستند که باید موقعیت خود را تغغیر بدهند و باید به این باور برسند که زن هم می تواند حضور فعال در جامعه داشته باشد.تفاوت بین زن ومرد ساخته ی اجتماع است.یعنی این فرهنگ وجامعه است که زن و مرد بودن را تعریف می کند. مثلا  زمانی که یک کودک به دنیا می اید به او برچسب دختر یا پسر بودن را می زنند و با بر چسب دختر زدن از او انتظار ظاهر شدن رفتار خاصی دارند که از یک پسر ندارند یا بر عکس.در بیشتر فرهنگ ها از دخترها انتظار رفتاری  آرام را دارنند و خشونت را حق مسلم  پسرها  می دانند  مثلا اگر پسری عروسک بازی کند  با او بر خورد می شود. و رسانه ها هم که نقش مهم تری در نشان دادن این تفاوت ها دارند.در رسانه ها زن ها نقش حاشیه ای  دارند و نقششان محدود به محیط خانه می شود  در حالی که مردها نقششان مربوط به محیط بیرون از خانه است .و هویت زنان در گرو هویتی است که مردها به ان ها می دهند . منزلت زنان  پایین تر از منزلت مردها است.به عقیده ی" مرتی ولستون کرافت" زنان از وسایل توسعه و پیشرفت  عقل خود محروم هستند زیرا جنسیت و منش زنان حاصل اموزش و پرورش است. مدرسه هم یکی از مکان هایی است که بر تفاوت  های جنسی تا کید می کند . ابتدا دختر و پسرها را از هم جدا می کند .و محتویات کتاب های درسی  هم شامل این قضایا می شود. اما امروزه می بینیم که زنان پیشرفت هایی کرده اند." و این تغییر موقعیت  نه محصول سیاست های حاکم بلکه محصول مقاومت زنان است . به عنوان مثال حضور قدرتمند زنان در فیلم ها به عنوان بازیگر نقش اول گسترش تم زنانه در فیلم ها و رمان ها و داستان های فارسی گسترش فیلم سازان و گارگردان زنی که یکی پس از دیگری درخشیده اند.و اقتدار و انحصار سلطه ی مردان را درفرهنگ و ادبیات به چالش کشیده اند." یکی دیگر از مشکلات زنان مسئله ی اشتغال است وظیفه ایی که زن در خانه و محیط کار اجرا می کند با هم برابر است مثلا برقراری نظم ارائه خدمات برقراری روابط عاطفی و مشاوره.به عبارت دیگر هنوز حضور زن درصدر هرم های قدرت و درکارهای مدیریتی و عمرانی بسیار ناچیز است.و انچه وجود دارد بیشتر نمایشی است زیرا در بسیاری از تصمیم گیری های نهایی زنان باید تسلیم ساختار مردسالاری جامعه شوند.جامعه شناسان محیط را عامل اصلی در تفاوت بین مرد و زن می دانند.در تفاوت بین زن و مرد اداب و رسوم تعلیم و تربیت و انتظارات یک جامعه نقش دارد.حالا شما بگویید با این همه تبعیض چه می شود کرد؟؟!!!!

زهرا دفترمو باز می کنه و شروع به خوندن می کنه .می پرسه اینا چی ان؟!میگم نوشته هام.میگه تو هم بد نمی نویسی ها.من کلی ذوق می کنم.می گه وبلاگ میزنی؟!داریم تصمیم می گیریم که اسم وبلاگ رو چی بزاریم .یهو چشمم می خوره به جلد کتاب شاملو."هوای تازه"

حالا هم عزمم رو جزم کردم که شروع کنم به نوشتن.البته اگه از عهده ش بربیام