زن جنس دوم
"زن زاده نمی شود بلکه ساخته می شود." (سیمون دوبوار)
از ابتدای تاریخ برای زنان محدودیت هایی وجود داشته از محیط خانه گرفته تا محیط بیرون از خانه . در محیط خانه زن وظیفه ی سرویس دهی به تمام اعضای خانه را بر عهده دارد . علاوه بر این برای همسر خود هم باید زنی مهربان باشد و مادر فرزندان خود هم باشد.در بیرون از خانه که یکی دوتا نیست همیشه نا برابری هایی بین زنان و مردان وجود داشته و دارد. البته در بعضی از موارد این خود زنان هستند که با دست های خود جامعه ی مرد سالار را می سازند. برای از بین بردن این نابرابری ها این خود زنان هستند که باید موقعیت خود را تغغیر بدهند و باید به این باور برسند که زن هم می تواند حضور فعال در جامعه داشته باشد.تفاوت بین زن ومرد ساخته ی اجتماع است.یعنی این فرهنگ وجامعه است که زن و مرد بودن را تعریف می کند. مثلا زمانی که یک کودک به دنیا می اید به او برچسب دختر یا پسر بودن را می زنند و با بر چسب دختر زدن از او انتظار ظاهر شدن رفتار خاصی دارند که از یک پسر ندارند یا بر عکس.در بیشتر فرهنگ ها از دخترها انتظار رفتاری آرام را دارنند و خشونت را حق مسلم پسرها می دانند مثلا اگر پسری عروسک بازی کند با او بر خورد می شود. و رسانه ها هم که نقش مهم تری در نشان دادن این تفاوت ها دارند.در رسانه ها زن ها نقش حاشیه ای دارند و نقششان محدود به محیط خانه می شود در حالی که مردها نقششان مربوط به محیط بیرون از خانه است .و هویت زنان در گرو هویتی است که مردها به ان ها می دهند . منزلت زنان پایین تر از منزلت مردها است.به عقیده ی" مرتی ولستون کرافت" زنان از وسایل توسعه و پیشرفت عقل خود محروم هستند زیرا جنسیت و منش زنان حاصل اموزش و پرورش است. مدرسه هم یکی از مکان هایی است که بر تفاوت های جنسی تا کید می کند . ابتدا دختر و پسرها را از هم جدا می کند .و محتویات کتاب های درسی هم شامل این قضایا می شود. اما امروزه می بینیم که زنان پیشرفت هایی کرده اند." و این تغییر موقعیت نه محصول سیاست های حاکم بلکه محصول مقاومت زنان است . به عنوان مثال حضور قدرتمند زنان در فیلم ها به عنوان بازیگر نقش اول گسترش تم زنانه در فیلم ها و رمان ها و داستان های فارسی گسترش فیلم سازان و گارگردان زنی که یکی پس از دیگری درخشیده اند.و اقتدار و انحصار سلطه ی مردان را درفرهنگ و ادبیات به چالش کشیده اند." یکی دیگر از مشکلات زنان مسئله ی اشتغال است وظیفه ایی که زن در خانه و محیط کار اجرا می کند با هم برابر است مثلا برقراری نظم ارائه خدمات برقراری روابط عاطفی و مشاوره.به عبارت دیگر هنوز حضور زن درصدر هرم های قدرت و درکارهای مدیریتی و عمرانی بسیار ناچیز است.و انچه وجود دارد بیشتر نمایشی است زیرا در بسیاری از تصمیم گیری های نهایی زنان باید تسلیم ساختار مردسالاری جامعه شوند.جامعه شناسان محیط را عامل اصلی در تفاوت بین مرد و زن می دانند.در تفاوت بین زن و مرد اداب و رسوم تعلیم و تربیت و انتظارات یک جامعه نقش دارد.حالا شما بگویید با این همه تبعیض چه می شود کرد؟؟!!!!