زن همسایه حبسه تو خونه با بچه ش و تنها سرگرمیش اونه. خودشو به هر آب و آتیشی میزنه تا ساکتش کنه گاهی براش لا لایی می خونه و گاهی هم دعواش می کنه!و همسا یه ی  بقلی که مشغول آشپزی و جارو پارو کردن خونه و خوشحال از این که زن نمونه و مورد تایید همسرشه. و زنی که در حیاط ش رو باز می کنه و می خواد سر  در بیاره اون دختر و پسر چی دارن بهم میگن وپدر که سرکاره و به فکر اون هاست.اون یه قهرمانه! قهرمان مطمئن ذهن اون ها!

 و من که گم می شم بین این نقش ها .......