احوال این روز هایم
انگار عادتم شده که هر شب بعد از خواندن درسهای خشک و خسته کننده،مقداری دوز ادبیات یگیرم،شعر بخوانم، فروغ بخوانم، شاملو بخوانم،هیچی به اندازه ی شاملو به من آرامش نمی دهد.شبیه بیمارانی شده ام که هر شب باید داروی خود را سر وقت بخورند."ادبیات برای من درمان است."
این روزها بهترم،روحیه ام بهتر است.
پ ن)کلید کردم روی آهنگ های "مهسا وحدت "دیگه اهل خانه شاکی شدن!یه آرامش خاصی به من می ده!
پ ن)امشب دلم عجیب پیاده روی خواست!
+ نوشته شده در شنبه چهارم دی ۱۳۸۹ ساعت 22:11 توسط حوریا
|